عبد الحسين بن محمد حسن طبيب تبريزى
159
مطرح الأنظار في تراجم أطباء الأعصار وفلاسفة الأمصار ( فارسى )
بجهة كثرت تدريس و مطالعه به مرض ماليخوليا مبتلا شدند عيسى بن ماسويه بوده و ابو ماهر ويرا از اين كار منع كرد و ابن ماسويه قبول ننمود بالاخره بماليخوليا مبتلا گرديد حرفى نااستوار و بىاصل است چه كه اطباى بنى ماسويه چنانچه ترجمهء آنها در اين كتاب مذكور خواهد شد در اوايل مائه سيّم بودهاند و ابو ماهر با آنها معاصر نيست مكر اينكه عيسى بن ماسويه كه در شرح اسباب نسبت اين واقعه را بوى داده غير از عيسى بن ماسويه طبيب مشهور باشد و اللّه اعلم * ابو ماهر را مصنفات زياد است من جمله ( كتاب فى الستة الضرويه ) ( رساله در آلات جراحى ) ( كتاب چهل باب ) در جزو نظرى طب ( مقاله در فصد ) * 2 1 ابو المجد افضل الدوله اسمش محمد و پسر ابو الحكم اندلسى طبيب مشهور است كه ترجمهاش مسطور افتاد و در عهد ملك عادل نور الدين بن زنكى از اجلاء اطبا محسوب بوده و هم در دربار آن پادشاه ذى جاه سمت طبابت خاصه داشته چنانچه در ترجمهء پدرش ابو الحكم مسطور گشت بعد از آنكه نور الدين بيمارستان كبير دمشق را بنا نمود رياست بيمارستان مزبور را بافضل الدوله واگذار كرد وفاتش در حدود پانصد و هفتاد ( 570 ) هجرى اتفاق افتاد كتاب ( مشكوة العلاج ) از مؤلفات آن طبيب اريب است * 2 1 ابو محمد الشذونى الطبيب از اهل اشبيليّه و تلميذ ابو مروان عبد الملك بن زهر بوده و در شهر اشبيليّه در اوان دولت ( المستنصر ) وفات كرد * 2 1 ابو المعالى الطبيب هو تمام بن هبة اللّه بن تمام * از اطباى اواخر مائه ششم هجرى و خود يهودى مذهب و در فسطاط مصر متوطن بوده ولى بيشترى از اولادش بشرف اسلام نايل شدند و حكيم مزبور در دولت ملك ناصر صلاح الدين يوسف بن ايوب احترام فوق الغايه داشته در سنه پانصد و هشتاد و نه هجرى سلطان صلاح الدين زندكانى را بدرود كرد بعد از وى ابو المعالى در خدمت ملك عادل ابو بكر بن ايوب برادر سلطان صلاح الدّين بسر مىبرد و بامر معالجت و منادمت آن پادشاه اشتغال داشت سال وفاتش بدست نيامد * حكيم مزبور را تعاليقى است بر بعضى از كتب طبيّه * 2